دقت و درستی؛ درسنامهای جامع درباره تفاوت این دو مفهوم!

- اصلاً چرا در فیزیک اندازهگیری میکنیم؟
- اندازهگیری یعنی چه؟
- آیا اندازهگیری کاملاً دقیق ممکن است؟
- دقت در فیزیک دهم یعنی چه؟
- کمترین درجهبندی وسیله چیست؟
- دقت وسیلههای عقربهای و مدرج
- دقت وسیلههای دیجیتال
- درستی در فیزیک یعنی چه؟
- فرق دقت و درستی به زبان خیلی ساده
- یک مثال؛ دم کردن برنج
- کالیبره یا تنظیم کردن وسیله یعنی چه؟
- چرا اندازهگیریها با هم فرق میکنند؟
- خطای دید یا اختلاف منظر چیست؟
- خطای صفر چیست؟
- خطاهای تصادفی چه هستند؟
- خطاهای منظم یا دستگاهی چه هستند؟
- میانگین گرفتن چه کمکی میکند؟
- رقمهای معنادار چه ربطی به دقت دارند؟
- گرد کردن عددها به روش ساده
- آیا وسیله دقیقتر همیشه جواب درستتری میدهد؟
- چند مثال برای فرق دقت و درستی
- دقت اندازهگیری فقط به وسیله بستگی ندارد
- انتخاب وسیله مناسب
- دقت لازم به هدف ما بستگی دارد
- چطور یک اندازهگیری بهتر انجام بدهیم؟
- یک آزمایش ساده در خانه
- آزمایش اندازهگیری ضخامت یک برگ کاغذ
- اندازهگیری غیرمستقیم چیست؟
- مثال اندازهگیری مساحت فرش
- مثال سرعت خودرو
- ارتباط دقت و درستی با رشته ریاضی و تجربی
- چرا خیلیها دقت و درستی را اشتباه میگیرند؟
- دامهای رایج امتحانی
- چند تمرین ساده با جواب
- یک تمرین جالب با ترازو
- گزارش یک اندازهگیری خوب چه شکلی است؟
- چرا گفتن «حدود» گاهی علمیتر است؟
- دقت زیادِ بیفایده
- دقت کم و دردسرهای بزرگ
- راه حفظ کردن فرق دقت و درستی
- چطور مبحث دقت و درستی را برای امتحان بخوانیم؟
- یادگیری عمیقتر با دوره مناسب رشته خودت
- جمعبندی مبحث دقت و درستی
- پرسشهای پرتکرار
در این درسنامه از سایت فیزیکدان، مفهوم دقت و درستی در فصل فیزیک و اندازهگیری را با زبان ساده، مثالهای روزمره، روش خواندن ابزارها، خطای اندازهگیری و نکات مهم امتحانی یاد میگیریم.
تا حالا شده روی ترازو بروی و ببینی وزنت ۶۵ کیلوگرم است، اما چند دقیقه بعد ترازو عدد ۶۶ کیلوگرم را نشان بدهد؟ شاید هم برای خرید میوه به مغازه رفته باشی و حس کرده باشی ترازوی مغازه عددی بیشتر از مقدار واقعی نشان میدهد. یا مثلاً با خطکش طول یک مداد را ۱۷ سانتیمتر به دست آورده باشی، ولی دوستت همان مداد را ۱۶/۸ سانتیمتر اندازه گرفته باشد.
بالاخره کدام عدد درست است؟
اصلاً میشود یک چیز را بدون هیچ خطایی اندازه گرفت؟
اگر چند نفر یک کمیت را اندازه بگیرند، چرا همیشه به یک جواب نمیرسند؟
فرق «دقت» و «درستی» دقیقاً چیست؟
اینها همان سؤالهایی هستند که در مبحث دقت و درستی فیزیک دهم با آنها روبهرو میشویم. این مبحث شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما اگر آن را خوب نفهمیم، ممکن است در حل تمرینها، انجام آزمایشها و حتی خواندن صورت سؤالهای امتحانی دچار اشتباه شویم.
در این درسنامه از سایت فیزیکدان قرار است دقت و درستی را خیلی ساده و خودمانی یاد بگیریم. از ترازو و خطکش گرفته تا کیلومترشمار ماشین، دماسنج، پیمانه آشپزخانه، فشارسنج و حتی خرید برنج و زعفران؛ همه را بررسی میکنیم تا ببینیم اندازهگیری در دنیای واقعی چطور انجام میشود.
این مطلب برای هر دو گروه دانشآموزان مناسب است:
- دانشآموزان رشته ریاضی که دنبال آموزش فیزیک دهم ریاضی و فیزیک هستند.
- دانشآموزان رشته تجربی که میخواهند از آموزش فیزیک دهم علوم تجربی استفاده کنند.
پس خطکش و ماشینحساب را کنار دستت بگذار و با فیزیکدان همراه شو؛ چون قرار است یکی از مهمترین پایههای فیزیک را طوری یاد بگیریم که دیگر هیچوقت دقت و درستی را با هم قاطی نکنی.
اصلاً چرا در فیزیک اندازهگیری میکنیم؟
فیزیک فقط حفظ کردن چند فرمول نیست. فیزیک میخواهد اتفاقهای جهان اطراف ما را بشناسد، آنها را توضیح بدهد و اگر شد، نتیجه اتفاقها را پیشبینی کند.
برای این کار باید بتوانیم چیزهای مختلف را اندازه بگیریم.
مثلاً میخواهیم بدانیم:
- طول یک میز چقدر است؟
- جرم یک کیسه برنج چند کیلوگرم است؟
- دمای هوای تهران چند درجه است؟
- یک خودرو با چه تندیای حرکت میکند؟
- زمان رسیدن مترو به ایستگاه چقدر است؟
- حجم یک بطری دوغ چند لیتر است؟
- فشار باد لاستیک ماشین چقدر است؟
- ضخامت یک ورق کاغذ چقدر است؟
تا وقتی فقط بگوییم «این میز بلند است» یا «امروز هوا گرم است»، حرف ما خیلی دقیق نیست. ممکن است چیزی که برای ما گرم به نظر میرسد، برای فرد دیگری معمولی باشد.
اما وقتی میگوییم دمای هوا ۳۵ درجه سلسیوس است، حرف ما روشنتر میشود. حالا یک عدد و یک یکا داریم و دیگران بهتر میفهمند منظورمان چیست.
پس اندازهگیری کمک میکند مشاهدههای ما از حالت سلیقهای و مبهم بیرون بیاید و به شکل عددی و قابل مقایسه بیان شود.
در آموزش فیزیک، اندازهگیری آنقدر مهم است که تقریباً هیچ فصل و مبحثی بدون آن کامل نمیشود. برای بررسی حرکت، نیرو، انرژی، گرما، فشار، الکتریسیته و موج باید کمیتهای مختلف را اندازه بگیریم.
اما یک مسئله مهم وجود دارد: هیچ اندازهگیری واقعی کاملاً بینقص نیست.
اندازهگیری یعنی چه؟
اندازهگیری یعنی یک کمیت را با یک مقدار مشخص و پذیرفتهشده از همان کمیت مقایسه کنیم.
این مقدار مشخص را «یکا» یا «واحد» مینامیم.
مثلاً وقتی میگوییم طول اتاق ۴ متر است، یعنی طول اتاق تقریباً چهار برابر طولی است که به عنوان یک متر شناخته میشود.
وقتی میگوییم جرم هندوانه ۷ کیلوگرم است، جرم هندوانه را با یکای کیلوگرم مقایسه کردهایم.
هر نتیجه اندازهگیری معمولاً دو بخش دارد:
- عدد
- یکا
برای نمونه:
- ۲ متر
- ۵ ثانیه
- ۳ کیلوگرم
- ۴۰ درجه سلسیوس
- ۶۰ کیلومتر بر ساعت
- ۲ لیتر
اگر فقط بگوییم «طول میز ۲ است»، حرف ما کامل نیست. دو چه؟ دو متر؟ دو سانتیمتر؟ دو کیلومتر؟
پس نوشتن یکا خیلی مهم است. در امتحانهای فیزیک هم گاهی دانشآموز همه مراحل را درست انجام میدهد، اما یکا را نمینویسد و بخشی از نمره را از دست میدهد.
آیا اندازهگیری کاملاً دقیق ممکن است؟
جواب کوتاه این است: نه.
هر وسیله اندازهگیری محدودیت دارد. کسی هم که با وسیله کار میکند ممکن است هنگام خواندن عدد، کمی اشتباه کند. شرایط محیط نیز میتواند نتیجه را تغییر بدهد.
فرض کن میخواهی طول یک مداد را اندازه بگیری. مداد را کنار خطکش میگذاری و عدد ۱۷/۳ سانتیمتر را میخوانی. آیا طول مداد دقیقاً و بدون هیچ کموزیادی همین مقدار است؟
احتمالاً نه.
ممکن است ابتدای مداد دقیقاً روی صفر قرار نگرفته باشد. ممکن است از زاویه نامناسب به خطکش نگاه کرده باشی. شاید نوک مداد شکسته یا گرد شده باشد. حتی شاید خود خطکش کیفیت خوبی نداشته باشد و فاصله خطهای آن کاملاً درست نباشد.
بنابراین عددی که از اندازهگیری به دست میآید، معمولاً یک مقدار نزدیک به واقعیت است، نه خود واقعیت با دقت بینهایت.
این نکته نباید ما را نگران کند. هدف فیزیک این نیست که همه چیز را با دقت بینهایت اندازه بگیریم. هدف این است که:
- ابزار مناسبی انتخاب کنیم.
- اندازهگیری را درست انجام بدهیم.
- محدودیت وسیله را بشناسیم.
- نتیجه را با تعداد رقم مناسب بنویسیم.
- میزان اطمینان خودمان را درباره نتیجه بدانیم.
دقت در فیزیک دهم یعنی چه؟
در زبان روزمره، وقتی میگوییم «با دقت انجام بده»، معمولاً منظورمان این است که حواست را جمع کن و اشتباه نکن. اما در فیزیک، دقت معنی مشخصتری دارد.
دقت یک وسیله اندازهگیری نشان میدهد آن وسیله تا چه اندازه میتواند تفاوتهای کوچک را تشخیص بدهد.
هرچه وسیله بتواند مقدارهای کوچکتری را نشان بدهد، دقت آن بیشتر است.
برای مثال، دو خطکش داریم:
- خطکش اول فقط درجهبندی سانتیمتری دارد.
- خطکش دوم درجهبندی میلیمتری دارد.
خطکش دوم دقت بیشتری دارد، چون میتواند تغییرهای کوچکتر را نشان بدهد.
با خطکش اول شاید طول یک مداد را حدود ۱۷ سانتیمتر اعلام کنیم. اما با خطکش دوم میتوانیم بگوییم طول مداد حدود ۱۷/۳ سانتیمتر است.
در اینجا خطکش دوم اطلاعات بیشتری به ما میدهد.
یک مثال ساده از بازار
فرض کن میخواهیم زعفران بخریم. یک باسکول بزرگ که برای وزن کردن بارهای سنگین ساخته شده، نمیتواند جرم چند گرم زعفران را درست نشان بدهد. شاید کوچکترین مقداری که باسکول میتواند نشان بدهد ۵۰۰ گرم باشد.
اما یک ترازوی مخصوص طلافروشی یا آزمایشگاه میتواند جرمهای خیلی کوچک را هم نشان بدهد.
پس برای وزن کردن زعفران، ترازوی ظریف دقت مناسبتری دارد. برای وزن کردن یک کامیون هندوانه هم باید سراغ باسکول برویم. ترازوی ظریف برای آن کار ساخته نشده است.
در نتیجه، ابزار دقیقتر همیشه به معنی ابزار مناسبتر برای همه کارها نیست. باید وسیله را با توجه به چیزی که میخواهیم اندازه بگیریم انتخاب کنیم.
کمترین درجهبندی وسیله چیست؟
برای پیدا کردن دقت بسیاری از وسایل اندازهگیری، اول باید به فاصله میان خطهای روی وسیله نگاه کنیم.
کمترین درجهبندی یک وسیله، کوچکترین مقداری است که روی درجهبندی آن مشخص شده است.
مثلاً یک خطکش معمولی را نگاه کن. فاصله بین عدد ۵ و ۶ سانتیمتر معمولاً به ۱۰ بخش مساوی تقسیم شده است. پس هر بخش برابر یک میلیمتر یا ۰/۱ سانتیمتر است.
بنابراین کمترین درجهبندی این خطکش یک میلیمتر است.
برای پیدا کردن ارزش هر درجه میتوانیم از این روش ساده استفاده کنیم:
- دو عدد پشت سر هم روی وسیله را انتخاب میکنیم.
- اختلاف آن دو عدد را پیدا میکنیم.
- تعداد فاصلههای بین آنها را میشماریم.
- اختلاف دو عدد را بر تعداد فاصلهها تقسیم میکنیم.
مثال
روی یک دماسنج، بین عددهای ۲۰ و ۳۰ درجه، پنج فاصله مساوی وجود دارد.
اختلاف دو عدد برابر است با:
۳۰ منهای ۲۰، یعنی ۱۰ درجه.
حالا ۱۰ را بر ۵ تقسیم میکنیم:
۱۰ ÷ ۵ = ۲
پس ارزش هر فاصله ۲ درجه سلسیوس است.
یعنی دماسنج میتواند درجههایی مثل ۲۰، ۲۲، ۲۴، ۲۶، ۲۸ و ۳۰ را به شکل مستقیم نشان بدهد.
اشتباه رایج در شمردن درجهها
بعضی دانشآموزها به جای شمردن فاصلهها، تعداد خطها را میشمارند. این کار ممکن است جواب را اشتباه کند.
فرض کن بین عدد صفر و یک، ۱۰ فاصله وجود دارد. ممکن است ۱۱ خط دیده شود، چون خط ابتدا و انتها هم وجود دارند. چیزی که باید بشماریم فاصلهها هستند، نه تعداد خطها.
این نکته کوچک در سؤالهای آموزش فیزیک دهم خیلی مهم است.
دقت وسیلههای عقربهای و مدرج
وسایلی مثل خطکش، متر نواری، دماسنج جیوهای، سرعتسنج عقربهای و پیمانه مدرج معمولاً دارای خطهای درجهبندی هستند.
در این وسیلهها ابتدا کمترین درجهبندی را پیدا میکنیم. سپس با توجه به روش گفتهشده در کتاب و نوع سؤال، مقدار خواندهشده و عدم قطعیت را اعلام میکنیم.
در بسیاری از تمرینهای مدرسهای، عدم قطعیت یک وسیله مدرج عقربهای را حدود نصف کوچکترین درجه آن در نظر میگیرند.
مثلاً اگر کوچکترین درجه خطکش یک میلیمتر باشد، عدم قطعیت خواندن آن میتواند حدود نیم میلیمتر در نظر گرفته شود.
البته باید حواسمان باشد که دقت واقعی اندازهگیری فقط به خطهای روی وسیله بستگی ندارد. روش کار، شرایط آزمایش و مهارت فرد هم مهم است.
برای نمونه، اگر خطکش میلیمتری داشته باشیم، ولی مداد را کج روی آن قرار بدهیم، نتیجه خوبی به دست نمیآید. داشتن وسیله دقیق به تنهایی کافی نیست.
دقت وسیلههای دیجیتال
وسایل دیجیتال عدد را روی نمایشگر نشان میدهند. ترازوی دیجیتال، دماسنج دیجیتال، فشارسنج دیجیتال و زمانسنج گوشی نمونههایی از این وسایل هستند.
در یک وسیله دیجیتال، آخرین رقم نمایشدادهشده اهمیت زیادی دارد.
مثلاً اگر یک ترازو جرم را به شکل ۷۲/۴ کیلوگرم نشان بدهد، کوچکترین تغییری که نمایشگر نشان میدهد ۰/۱ کیلوگرم است.
اگر ترازوی دیگری عدد را به شکل ۷۲/۴۳ کیلوگرم نشان دهد، تغییرهای ۰/۰۱ کیلوگرمی را هم نمایش میدهد. بنابراین از نظر نمایش عدد، ترازوی دوم دقت بیشتری دارد.
اما آیا ترازوی دوم حتماً مقدار درستتری نشان میدهد؟
نه لزوماً!
ممکن است یک ترازو رقمهای زیادی نشان بدهد، اما تنظیم آن خراب باشد. مثلاً جرم واقعی فرد ۷۰ کیلوگرم باشد، ولی ترازو هر بار عددی نزدیک ۷۲/۴۳ کیلوگرم نشان بدهد.
این مثال ما را به مفهوم مهم «درستی» میرساند.
درستی در فیزیک یعنی چه؟
درستی نشان میدهد نتیجه اندازهگیری چقدر به مقدار واقعی یا مقدار پذیرفتهشده نزدیک است.
فرض کن جرم واقعی یک بسته برنج ۱۰ کیلوگرم است.
اگر ترازو عدد ۱۰/۱ کیلوگرم را نشان بدهد، نتیجه به مقدار واقعی نزدیک است. پس اندازهگیری از درستی خوبی برخوردار است.
اما اگر ترازو عدد ۱۱/۵ کیلوگرم را نشان بدهد، نتیجه از مقدار واقعی دور است. پس درستی اندازهگیری کم است.
مثال ساعت دیواری
ساعت مدرسه هر روز دقیقاً ۱۰ دقیقه جلو است.
اگر زنگ کلاس ساعت ۸ زده شود، ساعت دیواری ۸:۱۰ را نشان میدهد. این ساعت ممکن است خیلی منظم کار کند و هر روز همان ۱۰ دقیقه جلو باشد، اما زمان درست را نشان نمیدهد.
پس نتیجههای آن میتوانند منظم و نزدیک به هم باشند، ولی درست نباشند.
مثال ترازوی میوهفروشی
فرض کن یک وزنه استاندارد یک کیلوگرمی را روی ترازو میگذاریم. ترازو عدد ۱/۲ کیلوگرم را نشان میدهد. دوباره این کار را انجام میدهیم و باز هم ۱/۲ کیلوگرم دیده میشود.
ترازو هر بار تقریباً یک نتیجه تکراری میدهد، اما این نتیجه با مقدار واقعی فاصله دارد. بنابراین اندازهگیریها ممکن است دقت تکرار خوبی داشته باشند، ولی از درستی کافی برخوردار نباشند.
فرق دقت و درستی به زبان خیلی ساده
دقت و درستی به هم مربوطاند، اما یکی نیستند.
میتوانیم این تفاوت را اینطور خلاصه کنیم:
- دقت: وسیله یا اندازهگیری تا چه حد میتواند تفاوتهای کوچک را مشخص کند و نتیجهها چقدر به هم نزدیکاند.
- درستی: نتیجه اندازهگیری چقدر به مقدار واقعی نزدیک است.
برای فهم بهتر، فرض کن چند نفر به سمت مرکز یک سیبل دارت پرتاب میکنند.
حالت اول: دقیق و درست
همه دارتها نزدیک هم و نزدیک مرکز سیبل خوردهاند.
یعنی پرتابها هم به هم نزدیکاند و هم به هدف واقعی نزدیک هستند. پس هم دقت خوب است و هم درستی.
حالت دوم: دقیق ولی نادرست
همه دارتها نزدیک هم هستند، اما از مرکز فاصله دارند.
پرتابها منظماند، ولی به هدف اصلی نخوردهاند. این حالت شبیه ترازویی است که هر بار تقریباً یک عدد نشان میدهد، اما عددش با جرم واقعی فرق دارد.
حالت سوم: کمدقت ولی میانگین نزدیک هدف
دارتها در اطراف مرکز پخش شدهاند. بعضی سمت راست، بعضی سمت چپ، بعضی بالا و بعضی پایین هستند.
ممکن است میانگین جای آنها نزدیک مرکز باشد، اما خود پرتابها پراکندگی زیادی دارند.
حالت چهارم: نه دقیق و نه درست
دارتها هم از هم دورند و هم از مرکز فاصله دارند.
در این حالت هم پراکندگی زیاد است و هم نتیجهها از مقدار واقعی دور هستند.
یک مثال؛ دم کردن برنج
فرض کن برای پخت برنج باید ۴ پیمانه آب داخل قابلمه بریزیم.
اگر از یک لیوان معمولی استفاده کنیم، ممکن است هر بار مقدار متفاوتی آب برداریم. چون لیوان درجهبندی ندارد و شاید تا لبه پر نشود.
بار اول ۲۴۰ میلیلیتر، بار دوم ۲۲۰ میلیلیتر و بار سوم ۲۵۰ میلیلیتر آب برمیداریم. مقدارها خیلی به هم نزدیک نیستند.
حالا از یک پیمانه مدرج آشپزخانه استفاده میکنیم و هر بار دقیقاً تا خط ۲۵۰ میلیلیتر پر میکنیم. مقدارها به هم نزدیکتر میشوند.
اما فرض کن خطهای پیمانه اشتباه چاپ شدهاند و خط ۲۵۰ میلیلیتر در واقع برابر ۲۳۰ میلیلیتر است. در این صورت هر بار تقریباً ۲۳۰ میلیلیتر آب برمیداریم.
نتیجهها به هم نزدیکاند، پس تکرارپذیری خوبی داریم؛ اما مقدار واقعی با چیزی که فکر میکنیم فرق دارد، پس درستی کم است.
این مثال نشان میدهد یک ابزار ممکن است عددهای منظم بدهد، اما درست تنظیم نشده باشد.
کالیبره یا تنظیم کردن وسیله یعنی چه؟
برای اینکه بفهمیم یک وسیله مقدار درست نشان میدهد یا نه، میتوانیم آن را با یک مقدار استاندارد و مطمئن مقایسه کنیم. به این کار معمولاً کالیبره کردن یا واسنجی میگویند.
مثلاً برای بررسی یک ترازو میتوانیم یک وزنه استاندارد روی آن بگذاریم. اگر وزنه یک کیلوگرمی باشد و ترازو یک کیلوگرم نشان بدهد، وضعیت خوب است. اگر عدد دیگری نشان بدهد، ممکن است نیاز به تنظیم داشته باشد.
برای بررسی دماسنج هم میتوان از دماهای مرجع مناسب استفاده کرد. البته انجام دقیق این کار شرایط و روش مخصوص خودش را دارد.
مثال ترازوی خانه
گاهی ترازوی دیجیتال خانه را روی فرش میگذاریم. ترازو عددهای عجیبی نشان میدهد. بعد آن را روی سرامیک صاف قرار میدهیم و نتیجه تغییر میکند.
در اینجا شاید مشکل از خود ترازو نباشد. سطح زیر ترازو مناسب نبوده است.
پس قبل از اینکه بگوییم یک ابزار خراب است، باید روش استفاده و شرایط محیط را هم بررسی کنیم.
چرا اندازهگیریها با هم فرق میکنند؟
اگر چند بار یک کمیت را اندازه بگیریم، ممکن است جوابها کمی متفاوت باشند. دلیل این تفاوتها میتواند یکی از موارد زیر باشد:
- محدودیت دقت وسیله
- اشتباه در خواندن عدد
- نگاه کردن از زاویه نامناسب
- صفر نبودن وسیله پیش از اندازهگیری
- تغییر شرایط محیط
- لرزش دست
- درست قرار نگرفتن جسم
- خراب بودن یا تنظیم نبودن وسیله
- گرد کردن نامناسب عددها
- تغییر خود کمیت در طول اندازهگیری
مثال اندازهگیری زمان دویدن
چند دانشآموز میخواهند زمان دویدن یک نفر در حیاط مدرسه را اندازه بگیرند.
یکی زمانسنج را کمی دیر روشن میکند. نفر دیگر کمی زودتر دکمه توقف را میزند. یک نفر هم دقیقتر عمل میکند.
نتیجهها ممکن است اینطور باشند:
- ۱۲/۴ ثانیه
- ۱۲/۷ ثانیه
- ۱۲/۵ ثانیه
- ۱۲/۶ ثانیه
بخشی از این تفاوت به واکنش دست افراد مربوط است. حتی اگر زمانسنج گوشی تا صدم ثانیه عدد نشان بدهد، واکنش انسان شاید اجازه ندهد زمان واقعی را تا صدم ثانیه با اطمینان اندازه بگیریم.
این نکته خیلی مهم است: تعداد رقمهای نمایشگر همیشه نشاندهنده کیفیت واقعی کل اندازهگیری نیست.
خطای دید یا اختلاف منظر چیست؟
یکی از اشتباههای رایج هنگام خواندن وسیلههای عقربهای و مدرج، نگاه کردن از زاویه نامناسب است.
فرض کن میخواهی حجم آب داخل استوانه مدرج را بخوانی. اگر چشم تو بالاتر یا پایینتر از سطح آب باشد، عددی که میبینی ممکن است با مقدار درست فرق کند.
برای کم کردن این خطا باید چشم را همسطح نشانه موردنظر قرار بدهیم.
این اتفاق هنگام خواندن سرعتسنج عقربهای، آمپرسنج، ولتسنج، دماسنج و حتی خطکش هم ممکن است رخ بدهد.
مثال بنزین ماشین
در بعضی خودروها نشانگر بنزین عقربهای است. اگر از جای نامناسب به صفحه نگاه کنیم، ممکن است جای عقربه را کمی متفاوت ببینیم. البته در استفاده روزمره این اختلاف خیلی مهم نیست، اما در آزمایشهای علمی همین زاویه دید میتواند نتیجه را تغییر بدهد.
مثال اندازهگیری قد
اگر متر روی دیوار کج چسبیده باشد یا فرد سرش را بالا بگیرد، قد بهدستآمده درست نیست. حتی موهای پفکرده هم ممکن است چند سانتیمتر به عدد اضافه کنند!
برای اندازهگیری بهتر قد، فرد باید صاف بایستد، پاشنهها روی زمین باشد، سر در حالت معمولی قرار بگیرد و وسیله اندازهگیری هم درست نصب شده باشد.
خطای صفر چیست؟
بعضی وسیلهها پیش از شروع اندازهگیری باید روی صفر باشند.
اگر وسیله در حالت عادی عددی غیر از صفر نشان بدهد، اندازهگیریها ممکن است به همان اندازه جابهجا شوند.
مثلاً ترازوی آشپزخانه بدون هیچ چیزی روی آن، عدد ۵۰ گرم را نشان میدهد. اگر یک سیب را روی آن بگذاریم و ترازو ۲۰۰ گرم نشان بدهد، جرم واقعی سیب احتمالاً نزدیک ۱۵۰ گرم است، نه ۲۰۰ گرم.
در ترازوهای دیجیتال معمولاً دکمهای برای صفر کردن یا کم کردن جرم ظرف وجود دارد. ممکن است این دکمه با نامهایی مثل «صفر» یا «Tare» مشخص شده باشد.
مثال خرید خشکبار
فرض کن فروشنده ابتدا ظرف را روی ترازو میگذارد و بعد ترازو را صفر میکند. حالا با ریختن پسته داخل ظرف، فقط جرم پسته نمایش داده میشود.
اگر ترازو صفر نشود، جرم ظرف هم در عدد نهایی حساب خواهد شد. این مسئله یک نمونه ساده و روزمره از اهمیت صفر کردن وسیله است.
خطاهای تصادفی چه هستند؟
بعضی تغییرها در اندازهگیری قابل پیشبینی و ثابت نیستند. یک بار نتیجه کمی بیشتر و بار دیگر کمی کمتر میشود.
به این تغییرهای نامنظم، خطاهای تصادفی گفته میشود.
مثلاً وقتی زمان افتادن یک توپ را با زمانسنج دستی اندازه میگیریم، ممکن است یک بار کمی دیر و بار دیگر کمی زود دکمه را فشار بدهیم.
نتیجهها شاید اینطور باشند:
- ۱/۳۲ ثانیه
- ۱/۲۸ ثانیه
- ۱/۳۵ ثانیه
- ۱/۳۰ ثانیه
در این حالت تکرار آزمایش و گرفتن میانگین میتواند کمک کند به نتیجه قابلاعتمادتری برسیم.
مثال زمان رسیدن اتوبوس
اگر مسیر خانه تا مدرسه را با اتوبوس بروی، زمان سفر هر روز دقیقاً یکسان نیست. چراغ قرمز، شلوغی خیابان، تعداد مسافرها و سرعت راننده روی زمان اثر میگذارند.
اگر زمان سفر را در چند روز بنویسی و میانگین بگیری، بهتر میتوانی زمان معمول رسیدن را حدس بزنی.
البته این مثال فقط خطای ابزار نیست؛ خود شرایط هم واقعاً تغییر میکند. با این حال نشان میدهد چرا یک بار اندازهگیری همیشه برای نتیجهگیری کافی نیست.
خطاهای منظم یا دستگاهی چه هستند؟
گاهی یک عامل ثابت باعث میشود همه نتیجهها تقریباً به یک سمت جابهجا شوند.
مثلاً ترازویی که همیشه ۲۰۰ گرم بیشتر نشان میدهد، یک ایراد ثابت دارد. اگر جرم واقعی چند جسم را اندازه بگیریم، نتیجه همه آنها بیشتر از مقدار واقعی دیده میشود.
این نوع مشکل با چند بار تکرار ساده از بین نمیرود. اگر یک ترازو همیشه نیم کیلوگرم بیشتر نشان بدهد، میانگین گرفتن از ده بار اندازهگیری هم همان نتیجه اشتباه را نگه میدارد.
برای حل این مشکل باید:
- وسیله را تنظیم کنیم.
- خطای صفر را پیدا کنیم.
- از وسیله سالمتری استفاده کنیم.
- روش اندازهگیری را اصلاح کنیم.
- نتیجه را با یک مقدار استاندارد مقایسه کنیم.
مثال ساعت جلو
اگر ساعت دیواری همیشه ۱۰ دقیقه جلو باشد، نگاه کردن چندباره به آن زمان درست را به ما نمیدهد. باید بدانیم ساعت جلو است و آن را تنظیم کنیم.
پس تکرار اندازهگیری بیشتر برای کم کردن اثر تغییرهای تصادفی مناسب است، نه برای برطرف کردن یک اشتباه ثابت.
میانگین گرفتن چه کمکی میکند؟
وقتی چند اندازهگیری نزدیک به هم داریم، میتوانیم میانگین آنها را حساب کنیم.
برای این کار همه مقدارها را با هم جمع میکنیم و حاصل را بر تعداد اندازهگیریها تقسیم میکنیم.
فرض کن طول یک پاککن را چند بار اندازه گرفتهایم:
- ۵/۱ سانتیمتر
- ۵/۲ سانتیمتر
- ۵/۱ سانتیمتر
- ۵/۳ سانتیمتر
- ۵/۲ سانتیمتر
جمع مقدارها برابر ۲۵/۹ سانتیمتر است. تعداد اندازهگیریها ۵ است.
پس میانگین برابر میشود با:
سانتیمتر
اما آیا باید جواب را با هر تعداد رقمی که ماشینحساب نشان میدهد بنویسیم؟
نه.
عدد نهایی باید با دقت اندازهگیری و رقمهای دادهشده هماهنگ باشد. اگر وسیله فقط تا ۰/۱ سانتیمتر قابل خواندن است، نوشتن رقمهای خیلی بیشتر معنی ندارد. در چنین شرایطی ممکن است نتیجه را حدود ۵/۲ سانتیمتر گزارش کنیم.
این موضوع ما را به بحث رقمهای معنادار میرساند.
رقمهای معنادار چه ربطی به دقت دارند؟
هر عددی که ماشینحساب نشان میدهد، لزوماً ارزش علمی ندارد.
فرض کن با یک متر معمولی، طول حیاط را ۱۲/۳ متر اندازه گرفتهایم و زمان حرکت را ۴/۲ ثانیه به دست آوردهایم. وقتی این عددها را تقسیم میکنیم، ماشینحساب ممکن است عددی طولانی مثل ۲/۹۲۸۵۷۱۴ نشان بدهد.
آیا واقعاً تندی را با این همه رقم میدانیم؟
نه. دادههای اولیه ما فقط دقت محدودی دارند. ماشینحساب نمیتواند از دادههای کمدقت، اطلاعات تازه و دقیق بسازد.
پس باید نتیجه را به شکل مناسب گرد کنیم.
معنی رقمهای معنادار
رقمهای معنادار، رقمهایی هستند که اطلاعات واقعی درباره مقدار اندازهگیریشده میدهند.
مثلاً در عدد ۱۲/۳، سه رقم معنادار داریم.
در عدد ۰/۰۴۵، صفرهای اول فقط جای ممیز را مشخص میکنند. رقمهای معنادار ۴ و ۵ هستند. پس این عدد دو رقم معنادار دارد.
در عدد ۳/۴۰، صفر آخر میتواند مهم باشد، چون نشان میدهد اندازهگیری تا صدم انجام شده است. بنابراین ۳/۴۰ با ۳/۴ از نظر مقدار عددی برابر است، اما از نظر بیان دقت اندازهگیری یکسان نیست.
مثال بنزین زدن
اگر جایگاه سوخت مقدار بنزین را ۲۷/۳۴ لیتر نشان بدهد، نمایش عدد تا صدم لیتر انجام شده است.
اما اگر کسی بگوید «حدود ۲۷ لیتر بنزین زدم»، یک مقدار تقریبیتر بیان کرده است.
هر دو جمله ممکن است برای هدف خودشان مناسب باشند. برای حساب دقیق هزینه، عدد نمایشگر لازم است. برای تعریف کردن یک اتفاق روزمره، گفتن حدود ۲۷ لیتر کافی است.
گرد کردن عددها به روش ساده
برای گرد کردن، به رقم سمت راست جایگاهی که میخواهیم نگه داریم نگاه میکنیم.
- اگر آن رقم کمتر از ۵ باشد، رقم قبلی تغییر نمیکند.
- اگر آن رقم ۵ یا بیشتر باشد، یک واحد به رقم قبلی اضافه میکنیم.
مثلاً میخواهیم عدد ۷/۳۴ را تا یک رقم اعشار گرد کنیم.
به رقم دوم اعشار نگاه میکنیم که ۴ است. چون کمتر از ۵ است، جواب میشود:
۷/۳
حالا عدد ۷/۳۸ را تا یک رقم اعشار گرد میکنیم. رقم دوم اعشار ۸ است. پس رقم اول اعشار یک واحد بیشتر میشود:
۷/۴
نکته مهم
در محاسبات چندمرحلهای بهتر است خیلی زود همه عددها را گرد نکنیم. بهتر است رقمهای اضافی را تا مرحله آخر نگه داریم و نتیجه نهایی را گرد کنیم. گرد کردن پیاپی ممکن است جواب را بیشتر تغییر بدهد.
آیا وسیله دقیقتر همیشه جواب درستتری میدهد؟
نه.
فرض کن دو ترازو داریم:
- ترازوی اول جرم را تا یک گرم نشان میدهد.
- ترازوی دوم جرم را تا ۱۰۰ گرم نشان میدهد.
از نظر نمایش تغییرهای کوچک، ترازوی اول دقیقتر است. اما اگر ترازوی اول خراب باشد و همیشه ۳۰۰ گرم بیشتر نشان بدهد، نتیجه آن میتواند از ترازوی دوم نادرستتر باشد.
پس تعداد رقمهای بیشتر نباید ما را گول بزند.
یک دستگاه ممکن است عدد ۵۲/۷۳۸ را نشان بدهد، ولی اگر درست تنظیم نشده باشد، این رقمهای زیاد فقط ظاهر دقیقتری ساختهاند.
برای داشتن یک اندازهگیری خوب، هم به دقت مناسب نیاز داریم و هم به درستی مناسب.
چند مثال برای فرق دقت و درستی
مثال اول: دماسنج خانه
دمای واقعی اتاق ۲۵ درجه است.
دماسنج اول در چند بار خواندن این عددها را نشان میدهد:
- ۲۷/۱
- ۲۷/۰
- ۲۷/۱
- ۲۷/۰
عددها خیلی به هم نزدیکاند، اما از مقدار واقعی فاصله دارند. پس نتیجهها منظماند، ولی درستی کافی ندارند.
دماسنج دوم این عددها را نشان میدهد:
- ۲۴
- ۲۶
- ۲۵
- ۲۵
عددها کمی پراکندهترند، اما اطراف مقدار واقعی قرار دارند.
مثال دوم: اندازهگیری فشار خون
اگر فشارسنج خانگی درست روی بازو بسته نشود، ممکن است نتیجه نادرست باشد. حتی یک فشارسنج خوب هم در صورت استفاده اشتباه، جواب قابلاعتمادی نمیدهد.
برای اندازهگیری بهتر باید روش بستن بازوبند، حالت نشستن، زمان استراحت و شرایط فرد رعایت شود.
این مثال برای دانشآموزانی که آموزش فیزیک دهم علوم تجربی را دنبال میکنند خیلی آشناست، چون در رشته تجربی اندازهگیری درست در آزمایشها و کارهای درمانی اهمیت زیادی دارد.
مثال سوم: باد لاستیک ماشین
فشارسنج جایگاه سوخت ممکن است خراب یا تنظیمنشده باشد. اگر همه لاستیکها را با همان دستگاه روی عدد ۳۲ تنظیم کنیم، عددها شبیه هم میشوند، اما شاید فشار واقعی ۳۲ نباشد.
اینجا نتیجهها میتوانند هماهنگ باشند، ولی درستی آنها به سلامت فشارسنج بستگی دارد.
مثال چهارم: خرید گوشت
اگر ترازوی فروشگاه همیشه ۱۰۰ گرم بیشتر نشان بدهد، برای هر خرید یک خطای ثابت ایجاد میشود.
مثلاً جرم واقعی بسته ۱/۵ کیلوگرم است، اما ترازو ۱/۶ کیلوگرم نشان میدهد. حتی اگر نمایشگر ترازو تا یک گرم عدد بدهد، درستی آن کم است.
مثال پنجم: تبسنج
تبسنجی که دمای بدن را چند بار ۳۸/۲ درجه نشان میدهد، نتیجههای نزدیک به هم دارد. اما برای فهمیدن درستی آن باید مطمئن شویم تبسنج سالم است، روش استفاده درست بوده و محل اندازهگیری هم مناسب است.
دقت اندازهگیری فقط به وسیله بستگی ندارد
این تصور اشتباه است که هرچه وسیله گرانتر یا دیجیتالتر باشد، نتیجه حتماً بهتر میشود.
کیفیت اندازهگیری به چند عامل بستگی دارد:
۱. دقت وسیله
وسیله باید توان تشخیص تغییرهای مناسب را داشته باشد.
برای اندازهگیری ضخامت یک سکه، متر خیاطی انتخاب خوبی نیست. برای اندازهگیری طول یک زمین فوتبال هم کولیس انتخاب مناسبی نیست.
۲. سالم و تنظیم بودن وسیله
وسیله خراب یا تنظیمنشده میتواند عدد اشتباه بدهد.
۳. روش استفاده
اگر وسیله را اشتباه به کار ببریم، دقت بالای آن فایده زیادی ندارد.
۴. مهارت فرد
دو نفر ممکن است با یک وسیله، نتیجههای متفاوتی بگیرند. فرد باتجربهتر معمولاً بهتر میداند وسیله را چطور قرار بدهد و عدد را چگونه بخواند.
۵. شرایط محیط
دما، رطوبت، لرزش، باد، سطح زیر وسیله و حتی نور محیط میتوانند مهم باشند.
۶. ویژگی چیزی که اندازه میگیریم
بعضی کمیتها ثابت نیستند. مثلاً دمای چای داغ مدام کاهش پیدا میکند. اگر دو نفر با چند ثانیه فاصله دما را بخوانند، طبیعی است جوابهای متفاوتی به دست بیاورند.
انتخاب وسیله مناسب
یکی از مهارتهای اصلی در آموزش فیزیک دهم این است که برای هر کار، وسیله مناسب انتخاب کنیم.
اندازهگیری طول اتاق
متر نواری انتخاب مناسبی است. خطکش ۲۰ سانتیمتری هم میتواند استفاده شود، اما باید بارها جابهجا شود و احتمال جمع شدن خطا بالا میرود.
اندازهگیری قطر سیم
کولیس یا ریزسنج مناسبتر از خطکش است، چون قطر سیم کوچک است.
اندازهگیری جرم کامیون
باسکول مناسب است. ترازوی آشپزخانه برای چنین جرمی کاربرد ندارد.
اندازهگیری جرم زعفران
ترازوی حساس لازم است. باسکول نمیتواند چند گرم را بهخوبی مشخص کند.
اندازهگیری زمان مسابقه دو
زمانسنج مناسب است. ساعت دیواری که فقط ساعت و دقیقه را نشان میدهد، برای مسابقه چندثانیهای مناسب نیست.
اندازهگیری دمای بدن
تبسنج پزشکی مناسبتر از دماسنج دیواری اتاق است.
پس پیش از شروع هر اندازهگیری باید از خودمان بپرسیم:
- بازه اندازهگیری وسیله مناسب است؟
- دقت وسیله برای این کار کافی است؟
- وسیله سالم و تنظیمشده است؟
- روش درست استفاده از آن را میدانیم؟
دقت لازم به هدف ما بستگی دارد
قرار نیست همه چیز را با بیشترین دقت ممکن اندازه بگیریم. دقت لازم به هدف ما بستگی دارد.
فرض کن میخواهی برای اتاق پرده بخری. اندازهگیری عرض پنجره تا یک میلیمتر شاید لازم نباشد، اما اختلاف ۲۰ سانتیمتری میتواند دردسر درست کند.
برای ساخت قطعه موتور خودرو، اختلاف یک میلیمتر ممکن است خیلی مهم باشد.
برای خرید یک هندوانه، دانستن جرم تا یک گرم لازم نیست. اما برای وزن کردن طلا، حتی مقدارهای خیلی کوچک هم مهماند.
مثال آشپزی
برای درست کردن شربت خانگی، چند میلیلیتر کموزیاد شدن آب شاید مشکل بزرگی ایجاد نکند. اما در ساخت یک دارو، مقدار مادهها باید با دقت بسیار بیشتری اندازه گرفته شود.
بنابراین «دقیق بودن» یک معنی وابسته به کار دارد. وسیله و روش باید به اندازهای دقیق باشند که نیاز ما را برطرف کنند.
چطور یک اندازهگیری بهتر انجام بدهیم؟
برای بهتر شدن نتیجه، این قدمها را انجام بده:
قدم اول: کمیت را مشخص کن
دقیقاً بدان چه چیزی را میخواهی اندازه بگیری؛ طول، جرم، زمان، دما، حجم یا چیز دیگر.
قدم دوم: ابزار مناسب بردار
ابزار باید هم بازه کافی و هم دقت مناسب داشته باشد.
قدم سوم: وسیله را بررسی کن
مطمئن شو وسیله سالم است، درست کار میکند و اگر لازم است روی صفر قرار دارد.
قدم چهارم: شرایط را آماده کن
جسم و وسیله باید در جای مناسب قرار بگیرند. مثلاً ترازو روی سطح صاف باشد و متر خم نشده باشد.
قدم پنجم: از زاویه درست بخوان
چشم را روبهروی نشانه یا عقربه قرار بده تا اختلاف منظر کم شود.
قدم ششم: اندازهگیری را تکرار کن
اگر امکان دارد، چند بار اندازه بگیر. تفاوت زیاد بین نتیجهها میتواند نشانه وجود مشکل باشد.
قدم هفتم: میانگین بگیر
برای نتیجههای نزدیک به هم، میانگین میتواند اثر تغییرهای تصادفی را کمتر کند.
قدم هشتم: عدد را درست گزارش کن
یکا را بنویس و تعداد رقمها را با دقت وسیله هماهنگ نگه دار.
یک آزمایش ساده در خانه
برای درک بهتر دقت و درستی میتوانی یک آزمایش ساده انجام بدهی.
وسایل لازم
- یک خطکش
- یک مداد
- چند نفر از اعضای خانواده یا دوستان
- کاغذ و خودکار
روش انجام
از هر نفر بخواه طول مداد را اندازه بگیرد و عدد را بدون دیدن جواب دیگران بنویسد.
ممکن است نتیجهها چنین باشند:
- ۱۷/۲ سانتیمتر
- ۱۷/۳ سانتیمتر
- ۱۷/۲ سانتیمتر
- ۱۷/۴ سانتیمتر
- ۱۷/۳ سانتیمتر
حالا بررسی کن چرا عددها دقیقاً یکسان نشدهاند.
شاید یک نفر از لبه خراب خطکش شروع کرده باشد. شاید کسی نوک مداد را هم حساب کرده و نفر دیگر نکرده باشد. ممکن است زاویه نگاه افراد متفاوت باشد.
بعد درباره یک روش مشترک توافق کنید:
- ابتدای مداد روی صفر باشد.
- مداد موازی خطکش قرار بگیرد.
- همه از روبهرو نگاه کنند.
- انتهای مشخصی از مداد خوانده شود.
دوباره اندازهگیری کنید. احتمالاً این بار جوابها به هم نزدیکتر میشوند.
این آزمایش ساده نشان میدهد روش مشترک و درست میتواند دقت نتیجهها را بهتر کند.
آزمایش اندازهگیری ضخامت یک برگ کاغذ
ضخامت یک برگ کاغذ آنقدر کم است که با خطکش معمولی بهراحتی اندازه گرفته نمیشود.
اما میتوانیم از یک روش هوشمندانه استفاده کنیم.
مثلاً ضخامت ۱۰۰ برگ کاغذ را با هم اندازه میگیریم. فرض کنیم ضخامت کل ۱۰۰ برگ برابر ۱۰ میلیمتر شده است.
حالا ۱۰ میلیمتر را بر ۱۰۰ تقسیم میکنیم:
میلیمتر
پس ضخامت تقریبی هر برگ ۰/۱ میلیمتر است.
این روش نشان میدهد گاهی به جای تلاش برای اندازهگیری مستقیم یک مقدار خیلی کوچک، میتوانیم تعداد زیادی از آن را کنار هم قرار بدهیم و بعد تقسیم کنیم.
روش مشابهی برای پیدا کردن جرم یک دانه برنج هم کاربرد دارد. اگر ترازوی ما نتواند جرم یک دانه را نشان بدهد، میتوانیم جرم ۱۰۰ یا ۱۰۰۰ دانه را اندازه بگیریم و سپس نتیجه را بر تعداد دانهها تقسیم کنیم.
اندازهگیری غیرمستقیم چیست؟
همیشه نمیتوانیم کمیت موردنظر را مستقیم با ابزار بخوانیم. گاهی چند کمیت دیگر را اندازه میگیریم و با استفاده از رابطه مناسب، مقدار موردنظر را حساب میکنیم.
مثلاً برای پیدا کردن مساحت یک اتاق مستطیلی، طول و عرض را اندازه میگیریم و آنها را در هم ضرب میکنیم.
برای پیدا کردن تندی متوسط خودرو، مسافت طیشده را بر زمان تقسیم میکنیم.
برای پیدا کردن چگالی یک جسم، جرم را بر حجم تقسیم میکنیم.
در اندازهگیری غیرمستقیم، دقت نتیجه به دقت همه اندازهگیریهای اولیه بستگی دارد.
اگر طول اتاق را اشتباه اندازه بگیریم، مساحت هم اشتباه میشود. اگر زمان یا مسافت نادرست باشد، تندی حسابشده هم قابلاعتماد نیست.
پس یک جواب محاسباتی زیبا و چندرقمی، زمانی ارزش دارد که دادههای اولیه خوب باشند.
مثال اندازهگیری مساحت فرش
فرض کن میخواهی برای اتاق یک فرش بخری. طول اتاق را ۴/۲ متر و عرض آن را ۳/۱ متر اندازه میگیری.
مساحت تقریبی میشود:
مترمربع
اما آیا لازم است به فروشنده بگویی مساحت اتاق دقیقاً ۱۳/۰۲ مترمربع است؟
باید به دقت متر و روش اندازهگیری نگاه کنی. شاید عددهای اولیه فقط تا یکدهم متر اندازه گرفته شده باشند. همچنین وجود قرنیز، کمد یا شکل نامنظم اتاق روی انتخاب فرش اثر دارد.
گاهی نتیجه عددی فقط بخشی از تصمیم است و باید شرایط واقعی را هم در نظر بگیریم.
مثال سرعت خودرو
فرض کن تابلو کنار جاده عدد ۸۰ کیلومتر بر ساعت را نشان میدهد و سرعتسنج خودرو نیز ۸۰ را نمایش میدهد.
آیا سرعت واقعی خودرو دقیقاً ۸۰ است؟
نه لزوماً.
سرعتسنج خودرو ممکن است کمی تفاوت داشته باشد. اندازه لاستیک، تنظیم دستگاه و شرایط حرکت میتوانند اثر بگذارند. عدد روی صفحه یک اندازهگیری با دقت محدود است.
اگر یک برنامه گوشی عدد ۷۷ کیلومتر بر ساعت نشان بدهد، نمیتوانیم فوری نتیجه بگیریم که کدام دستگاه حتماً درست است. هر دو وسیله روش، دقت و محدودیت خودشان را دارند.
برای داوری بهتر باید آنها را با یک روش مرجع معتبر مقایسه کنیم.
ارتباط دقت و درستی با رشته ریاضی و تجربی
مبحث دقت و درستی برای هر دو رشته ریاضی و تجربی مهم است، اما کاربردهای آن میتواند کمی متفاوت دیده شود.
در رشته ریاضی و فیزیک
دانشآموز رشته ریاضی در ادامه با آزمایشها، محاسبههای بیشتر، نمودارها، حرکت، نیرو، الکتریسیته و مباحث مهندسی روبهرو میشود.
در این مسیر باید بداند:
- داده آزمایش چقدر قابلاعتماد است.
- تعداد رقمهای جواب چطور انتخاب میشود.
- ابزار مناسب چیست.
- چرا نتیجه نظری و آزمایشگاهی دقیقاً برابر نیستند.
- خطاهای اندازهگیری چگونه روی محاسبات اثر میگذارند.
به همین دلیل استفاده از یک دوره منظم آموزش فیزیک دهم ریاضی و فیزیک میتواند پایه محاسباتی و مفهومی دانشآموز را قویتر کند.
در رشته علوم تجربی
دانشآموز رشته تجربی با اندازهگیری جرم، حجم، دما، فشار، زمان و دادههای آزمایشگاهی زیاد سروکار دارد.
در زیستشناسی، شیمی، پزشکی و کارهای آزمایشگاهی، یک اندازهگیری اشتباه میتواند نتیجه بررسی را تغییر بدهد.
برای همین دانشآموز تجربی باید دقت و درستی را مفهومی یاد بگیرد، نه اینکه فقط تعریفها را حفظ کند.
دوره آموزش فیزیک دهم علوم تجربی برای دانشآموزی مناسب است که میخواهد درس را مطابق نیاز رشته خودش، با مثالها و تمرینهای هدفمند جلو ببرد.
چرا خیلیها دقت و درستی را اشتباه میگیرند؟
دلیل اصلی این است که در حرفهای روزمره، واژههای «دقیق»، «درست» و «صحیح» را به جای هم استفاده میکنیم.
مثلاً میگوییم:
- ساعتت دقیق است؟
- این ترازو درست وزن میکند؟
- عدد صحیح را بگو.
- اندازه دقیقش چقدر است؟
اما در فیزیک، هر کلمه معنی مشخصتری دارد.
برای اینکه این دو مفهوم را قاطی نکنی، این جمله را به یاد داشته باش:
دقت درباره ریز بودن اندازهگیری و نزدیک بودن نتیجههای تکراری به هم است؛ درستی درباره نزدیک بودن جواب به واقعیت است.
همچنین این تصویر ذهنی را نگه دار:
- دارتهای نزدیک هم: دقت خوب
- دارتهای نزدیک مرکز: درستی خوب
اگر دارتها هم نزدیک هم و هم نزدیک مرکز باشند، هم دقت و هم درستی خوب است.
دامهای رایج امتحانی
دام اول: رقم بیشتر یعنی جواب درستتر
نه. رقم بیشتر فقط میتواند نشان بدهد وسیله مقدار را ریزتر نمایش داده است. اگر وسیله تنظیم نباشد، عدد همچنان نادرست است.
دام دوم: تکرار زیاد همه خطاها را از بین میبرد
نه. تکرار میتواند اثر خطاهای تصادفی را کمتر کند، اما خطای ثابت وسیله با میانگین گرفتن حذف نمیشود.
دام سوم: ابزار دیجیتال همیشه بهتر است
نه. ابزار دیجیتال هم محدودیت و خطا دارد. نوع ابزار، کیفیت ساخت، تنظیم و روش استفاده مهماند.
دام چهارم: هرچه دقت بیشتر باشد، بهتر است
دقت باید مناسب هدف باشد. برای وزن کردن کامیون لازم نیست وسیله جرم را تا یک گرم نشان بدهد.
دام پنجم: جواب ماشینحساب را کامل مینویسیم
نه. تعداد رقمهای نتیجه باید با دقت دادههای اولیه هماهنگ باشد.
دام ششم: تعداد خطها را میشماریم
برای پیدا کردن ارزش هر درجه باید تعداد فاصلهها را بشماریم، نه تعداد خطها.
دام هفتم: یکا را فراموش میکنیم
نتیجه اندازهگیری بدون یکا ناقص است.
چند تمرین ساده با جواب
تمرین اول
یک خطکش بین عددهای ۲ و ۳ سانتیمتر، ۱۰ فاصله مساوی دارد. ارزش هر فاصله چقدر است؟
اختلاف دو عدد یک سانتیمتر است. آن را بر ۱۰ تقسیم میکنیم:
سانتیمتر
پس ارزش هر فاصله ۰/۱ سانتیمتر یا یک میلیمتر است.
تمرین دوم
دو ترازو داریم. ترازوی اول جرم را تا ۰/۱ کیلوگرم و ترازوی دوم تا ۰/۰۱ کیلوگرم نشان میدهد. کدامیک دقت نمایش بیشتری دارد؟
ترازوی دوم، چون تغییرهای کوچکتری را نشان میدهد.
تمرین سوم
جرم واقعی یک جسم ۵۰۰ گرم است. یک ترازو در سه بار اندازهگیری عددهای ۵۴۸، ۵۵۰ و ۵۴۹ گرم را نشان میدهد. نتیجهها چه وضعی دارند؟
نتیجهها به هم نزدیکاند، پس تکرارپذیری خوبی دارند. اما از مقدار واقعی ۵۰۰ گرم فاصله دارند، پس درستی آنها کم است.
تمرین چهارم
دمای واقعی یک محیط ۳۰ درجه است. دماسنج عددهای ۲۹، ۳۰، ۳۱ و ۳۰ را نشان میدهد. چه نتیجهای میگیریم؟
عددها اطراف مقدار واقعی هستند و فاصله زیادی با آن ندارند. اندازهگیریها از درستی مناسبی برخوردارند، هرچند کمی پراکندگی دیده میشود.
تمرین پنجم
چرا برای اندازهگیری ضخامت سکه بهتر است از کولیس استفاده کنیم؟
چون کولیس نسبت به خطکش معمولی میتواند طولهای کوچکتر را بهتر مشخص کند.
تمرین ششم
اگر یک ترازو بدون بار ۲۰۰ گرم نشان بدهد، چه مشکلی دارد؟
ترازو خطای صفر دارد و باید پیش از اندازهگیری صفر یا تنظیم شود.
یک تمرین جالب با ترازو
اگر در خانه ترازوی دیجیتال داری، میتوانی این بررسی را انجام بدهی:
- ترازو را روی سطح صاف و محکم بگذار.
- چند بار پشت سر هم روی آن برو.
- هر بار عدد را یادداشت کن.
- ترازو را روی فرش بگذار و دوباره آزمایش را تکرار کن.
- نتیجهها را مقایسه کن.
احتمال دارد روی سطح سخت، عددها به هم نزدیکتر باشند. روی فرش ممکن است ترازو ناپایدار شود یا عدد متفاوتی نشان بدهد.
فقط از روی این آزمایش نمیتوانی جرم واقعی خودت را با اطمینان کامل پیدا کنی؛ چون برای بررسی درستی ترازو به یک مرجع مطمئن نیاز داری. اما میتوانی تکرارپذیری نتیجهها را بررسی کنی.
گزارش یک اندازهگیری خوب چه شکلی است؟
وقتی یک اندازهگیری را گزارش میکنیم، بهتر است اطلاعات لازم را روشن بنویسیم.
برای نمونه، فقط ننویسیم:
«طول میز ۱۲۰ است.»
بهتر است بنویسیم:
«طول میز با متر نواری حدود ۱۲۰/۴ سانتیمتر اندازهگیری شد.»
اگر فعالیت آزمایشگاهی انجام میدهیم، میتوانیم این موارد را هم اضافه کنیم:
- وسیله استفادهشده
- دقت یا کمترین درجهبندی وسیله
- تعداد دفعات اندازهگیری
- مقدارهای بهدستآمده
- میانگین
- شرایط مهم آزمایش
- دلیل احتمالی تفاوت نتیجهها
این کار باعث میشود فرد دیگری بهتر بفهمد عدد ما چگونه به دست آمده است.
چرا گفتن «حدود» گاهی علمیتر است؟
بعضی دانشآموزها فکر میکنند استفاده از واژه «حدود» نشانه بیدقتی است. در حالی که گاهی گفتن «حدود» خیلی علمیتر و صادقانهتر است.
مثلاً اگر با متر معمولی طول خیابان را اندازه گرفتهایم، گفتن «طول خیابان دقیقاً ۳۲۱/۷۴۲ متر است» منطقی نیست.
بهتر است بگوییم طول خیابان حدود ۳۲۲ متر است، مگر اینکه واقعاً از ابزار و روش مناسبتری استفاده کرده باشیم.
در علم، نشان دادن محدودیت اندازهگیری نشانه ضعف نیست. برعکس، نشان میدهد فرد میفهمد دادههایش چقدر قابلاعتمادند.
دقت زیادِ بیفایده
فرض کن میخواهی بدانی تا شروع کلاس چند دقیقه مانده است. گوشی میگوید ۷ دقیقه و ۱۳/۴۷ ثانیه!
آیا این دقت برای تو لازم است؟
احتمالاً نه. چون تا کفش بپوشی یا از پلهها پایین بروی، شرایط تغییر میکند. گفتن «حدود ۷ دقیقه» کافی است.
یا فرض کن فروشنده میگوید جرم هندوانه ۶ کیلوگرم و ۳۲۱/۴۷ گرم است. این تعداد رقم برای یک خرید معمولی معنی خاصی ندارد، بهخصوص اگر ترازوی او اصلاً توان اندازهگیری صدم گرم را نداشته باشد.
پس گزارش عدد باید با توان وسیله و نیاز مسئله هماهنگ باشد.
دقت کم و دردسرهای بزرگ
از طرف دیگر، کمدقتی در بعضی کارها میتواند مشکلساز شود.
مثلاً اگر برای ساخت کابینت آشپزخانه، اندازه دیوار چند سانتیمتر اشتباه گرفته شود، کابینت ممکن است در جای خودش قرار نگیرد.
اگر در تهیه دارو جرم ماده فعال اشتباه باشد، نتیجه میتواند خطرناک شود.
اگر مهندس در ساخت یک قطعه صنعتی اندازهها را رعایت نکند، قطعه درست کار نمیکند.
اگر زمان مسابقه دو با ابزار نامناسب اندازه گرفته شود، مشخص کردن برنده دشوار میشود.
پس دقت مناسب باید با اهمیت کار هماهنگ باشد.
راه حفظ کردن فرق دقت و درستی
برای امتحان میتوانی از دو سؤال کمک بگیری:
برای دقت بپرس:
«نتیجهها چقدر به هم نزدیکاند و وسیله چقدر ریز میسنجد؟»
برای درستی بپرس:
«نتیجه چقدر به مقدار واقعی نزدیک است؟»
اگر فقط چند نتیجه اندازهگیری داده شده باشد، میتوانیم درباره نزدیک بودن آنها به هم حرف بزنیم. اما برای داوری قطعی درباره درستی، معمولاً باید مقدار واقعی یا مقدار پذیرفتهشده را هم بدانیم.
مثلاً اگر چهار اندازهگیری زیر را داشته باشیم:
- ۲۱/۱
- ۲۱/۲
- ۲۱/۱
- ۲۱/۲
میدانیم عددها به هم نزدیکاند. اما تا وقتی مقدار واقعی را ندانیم، نمیتوانیم با اطمینان بگوییم درست هستند.
شاید مقدار واقعی ۲۱/۱۵ باشد؛ در این صورت نتیجهها درستاند. شاید مقدار واقعی ۱۸ باشد؛ در این صورت نتیجهها با وجود نزدیکی به هم، نادرستاند.
چطور مبحث دقت و درستی را برای امتحان بخوانیم؟
اول تعریفها را بفهم، نه اینکه فقط حفظ کنی.
بعد برای هر تعریف یک مثال شخصی بساز. مثلاً ساعت جلو، ترازوی خراب، خطکش میلیمتری یا دماسنج خانه.
سپس تمرینهای مربوط به کمترین درجهبندی را حل کن. در این سؤالها شمردن فاصلهها خیلی مهم است.
بعد سراغ مسئلههایی برو که چند بار اندازهگیری انجام شده و باید میانگین حساب شود.
در مرحله بعد رقمهای معنادار و گرد کردن را تمرین کن.
در پایان، سؤالهای مفهومی را جواب بده:
- آیا وسیله دقیقتر حتماً درستتر است؟
- آیا تکرار اندازهگیری خطای ثابت را از بین میبرد؟
- چرا باید از زاویه درست به وسیله نگاه کنیم؟
- چرا نباید همه رقمهای ماشینحساب را بنویسیم؟
- برای هر اندازهگیری چه ابزاری مناسب است؟
اگر بتوانی این سؤالها را با زبان خودت توضیح بدهی، یعنی مطلب را واقعاً یاد گرفتهای.
یادگیری عمیقتر با دوره مناسب رشته خودت
درسنامهای که خواندی، پایههای اصلی دقت و درستی را به زبان ساده توضیح میدهد. اما برای تسلط کامل بر فصل «فیزیک و اندازهگیری» باید تمرینهای متنوع حل کنی، شکل ابزارها را بخوانی و با مدلهای مختلف سؤال آشنا شوی.
نوع آموزش هم بهتر است با رشته تحصیلی تو هماهنگ باشد.
اگر دانشآموز رشته ریاضی هستی، دوره آموزش فیزیک دهم ریاضی و فیزیک در سایت فیزیکدان انتخاب مناسبتری برای توست. در این دوره میتوانی درس را با توجه به نیازهای رشته ریاضی، محاسبات، نکتههای مفهومی و تمرینهای مرتبط دنبال کنی.
اگر دانشآموز رشته تجربی هستی، دوره آموزش فیزیک دهم علوم تجربی برای مسیر درسی تو آماده شده است. در این دوره میتوانی روی بخشهایی تمرکز کنی که برای کتاب، امتحانها و پایه علمی رشته تجربی اهمیت بیشتری دارند.
انتخاب دوره متناسب با رشته باعث میشود:
- وقتت صرف مطالب پراکنده نشود.
- درسها را مطابق کتاب خودت جلو ببری.
- مثالها و تمرینهای مناسبتری حل کنی.
- برای امتحان مدرسه آمادهتر شوی.
- پایه فیزیکت برای سالهای بعد قویتر شود.
- به جای حفظ کردن، مفهوم را واقعاً بفهمی.
اگر هنوز بین این دو دوره شک داری، انتخاب ساده است:
- رشته ریاضی و فیزیک: دوره آموزش فیزیک دهم ریاضی و فیزیک
- رشته علوم تجربی: دوره آموزش فیزیک دهم علوم تجربی
در سایت فیزیکدان هدف فقط رسیدن به یک جواب نیست؛ مهم این است که بفهمی چرا آن جواب به دست آمده و در سؤال بعدی چطور باید از همان مفهوم استفاده کنی.
جمعبندی مبحث دقت و درستی
اندازهگیری یکی از پایههای اصلی فیزیک است. ما با اندازهگیری، ویژگیهای جهان اطرافمان را به شکل عدد و یکا بیان میکنیم.
اما هیچ اندازهگیری واقعی کاملاً بینقص نیست. هر وسیله محدودیت دارد و روش استفاده، شرایط محیط و مهارت فرد هم روی نتیجه اثر میگذارند.
دقت نشان میدهد وسیله تا چه حد تغییرهای کوچک را مشخص میکند و اندازهگیریهای تکراری چقدر به هم نزدیکاند.
درستی نشان میدهد نتیجه اندازهگیری چقدر به مقدار واقعی یا پذیرفتهشده نزدیک است.
ممکن است چند اندازهگیری به هم نزدیک باشند، اما از مقدار واقعی فاصله داشته باشند. در این حالت اندازهگیریها منظم و تکرارپذیرند، ولی درست نیستند.
برای یک اندازهگیری بهتر باید:
- ابزار مناسب انتخاب کنیم.
- وسیله را بررسی و صفر کنیم.
- از روش درست استفاده کنیم.
- از زاویه مناسب عدد را بخوانیم.
- در صورت نیاز اندازهگیری را تکرار کنیم.
- میانگین مقدارها را حساب کنیم.
- نتیجه را با یکای درست بنویسیم.
- از نوشتن رقمهای بیمعنی خودداری کنیم.
اگر این نکتهها را خوب بفهمی، نهتنها سؤالهای مبحث دقت و درستی را بهتر حل میکنی، بلکه در فصلهای بعدی فیزیک هم درک قویتری از آزمایش، داده و محاسبه خواهی داشت.
پرسشهای پرتکرار
۱. دقت در فیزیک دهم یعنی چه؟
دقت نشان میدهد یک وسیله تا چه اندازه میتواند تغییرهای کوچک را تشخیص بدهد و نتیجههای تکراری چقدر به هم نزدیکاند.
۲. درستی اندازهگیری یعنی چه؟
درستی یعنی نتیجه اندازهگیری چقدر به مقدار واقعی یا مقدار پذیرفتهشده نزدیک است.
۳. فرق دقت و درستی چیست؟
دقت بیشتر با ریز بودن اندازهگیری و نزدیکی نتیجهها به هم ارتباط دارد؛ درستی با نزدیکی نتیجه به مقدار واقعی مربوط است.
۴. آیا یک اندازهگیری میتواند دقیق ولی نادرست باشد؟
بله. مثلاً ترازویی که هر بار تقریباً یک عدد یکسان، اما بیشتر از جرم واقعی نشان میدهد، نتیجههای دقیق و منظم ولی نادرست دارد.
۵. آیا وسیله دیجیتال همیشه از وسیله عقربهای بهتر است؟
نه. کیفیت، دقت، تنظیم بودن و روش استفاده از وسیله مهماند. دیجیتال بودن به تنهایی کافی نیست.
۶. آیا رقمهای بیشتر یعنی درستی بیشتر؟
نه. ممکن است یک وسیله رقمهای زیادی نشان بدهد، اما درست تنظیم نشده باشد.
۷. کمترین درجهبندی وسیله را چطور پیدا کنیم؟
اختلاف دو عدد مشخص را بر تعداد فاصلههای بین آنها تقسیم میکنیم.
۸. باید خطهای بین دو عدد را بشماریم یا فاصلهها را؟
باید فاصلهها را بشماریم، نه تعداد خطها را.
۹. چرا اندازهگیری را چند بار تکرار میکنیم؟
برای بررسی پراکندگی نتیجهها و کمتر کردن اثر خطاهای تصادفی.
۱۰. آیا میانگین گرفتن همه خطاها را از بین میبرد؟
نه. میانگین گرفتن بیشتر به کاهش اثر خطاهای تصادفی کمک میکند و خطای ثابت وسیله را از بین نمیبرد.
۱۱. خطای صفر چیست؟
وقتی وسیله پیش از اندازهگیری، بدون وجود کمیت موردنظر، عددی غیر از صفر نشان بدهد، خطای صفر دارد.
۱۲. اختلاف منظر چیست؟
خطایی است که به دلیل نگاه کردن از زاویه نامناسب به عقربه یا درجهبندی وسیله به وجود میآید.
۱۳. برای کم کردن اختلاف منظر چه کنیم؟
چشم را روبهرو و همسطح نشانهای قرار بدهیم که میخواهیم بخوانیم.
۱۴. چرا نباید همه رقمهای ماشینحساب را بنویسیم؟
چون دادههای اولیه دقت محدود دارند و ماشینحساب نمیتواند دقت واقعی تازهای تولید کند.
۱۵. رقم معنادار چیست؟
رقمی است که اطلاعات واقعی و قابلاعتماد درباره مقدار اندازهگیریشده میدهد.
۱۶. آیا نوشتن یکا ضروری است؟
بله. نتیجه اندازهگیری بدون یکا ناقص و گاهی بیمعنی است.
۱۷. بهترین وسیله اندازهگیری کدام است؟
وسیلهای که بازه و دقت آن با کمیت موردنظر و هدف اندازهگیری هماهنگ باشد.
۱۸. چرا برای زعفران از باسکول استفاده نمیکنیم؟
چون باسکول توان تشخیص جرمهای خیلی کوچک را ندارد و برای بارهای سنگین ساخته شده است.
۱۹. چرا برای طول اتاق از کولیس استفاده نمیکنیم؟
چون بازه کولیس برای طول اتاق مناسب نیست و متر نواری انتخاب سادهتر و مناسبتری است.
۲۰. آیا میتوان ضخامت یک برگ کاغذ را با خطکش پیدا کرد؟
به شکل مستقیم سخت است، اما میتوان ضخامت تعداد زیادی برگ را اندازه گرفت و بر تعداد برگها تقسیم کرد.
۲۱. برای فهمیدن درستی یک وسیله چه کنیم؟
نتیجه آن را با یک مقدار استاندارد یا یک وسیله مرجع معتبر مقایسه کنیم.
۲۲. کالیبره کردن یعنی چه؟
یعنی بررسی و تنظیم وسیله با کمک یک مقدار یا وسیله استاندارد.
۲۳. آیا گفتن «حدود» نشانه بیدقتی است؟
نه. وقتی اندازهگیری محدودیت دارد، استفاده از «حدود» میتواند علمیتر و صادقانهتر باشد.
۲۴. دقت اندازهگیری فقط به ابزار بستگی دارد؟
نه. روش کار، مهارت فرد، شرایط محیط و ویژگی کمیت هم مهماند.
۲۵. چرا سطح زیر ترازو مهم است؟
سطح نرم، کج یا ناپایدار میتواند عملکرد ترازو و نتیجه اندازهگیری را تغییر بدهد.
۲۶. آیا مقدار واقعی همیشه معلوم است؟
نه. گاهی مقدار واقعی را دقیق نمیدانیم و از یک مقدار پذیرفتهشده یا وسیله مرجع استفاده میکنیم.
۲۷. برای رشته ریاضی کدام دوره مناسب است؟
دوره آموزش فیزیک دهم ریاضی و فیزیک سایت فیزیکدان برای دانشآموزان رشته ریاضی مناسبتر است.
۲۸. برای رشته تجربی کدام دوره مناسب است؟
دوره آموزش فیزیک دهم علوم تجربی سایت فیزیکدان متناسب با نیاز دانشآموزان رشته تجربی است.
۲۹. آیا دقت و درستی در فصلهای بعدی هم کاربرد دارند؟
بله. در حرکت، نیرو، انرژی، گرما، فشار، الکتریسیته و همه فعالیتهای آزمایشگاهی به این مفاهیم نیاز داریم.
۳۰. بهترین راه یادگیری دقت و درستی چیست؟
تعریفها را مفهومی یاد بگیر، مثالهای روزمره را بررسی کن، ابزارهای مدرج را بخوان و تمرینهای متنوع حل کن.
